مرضيه محمدزاده

1483

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

برخيز كه از قلّه‌ى تاريخ حسين * فرياد زند بيا كه قرآن تنهاست * آن نخل به خون طپيده را ، مىبوسيد * آن مشك ز هم دريده را ، مىبوسيد خورشيد ، كنار علقمه ، خم شده بود * دستان ز تن بريده را ، مىبوسيد * تا العطش سكينه ، بىتابش كرد * زد مشك درون شط و پر آبش كرد آبى كه اميد تشنگان بود به مشك * تيرى بجهيد و نقش بر آبش كرد * زهراى حزين ، به اشك و آه آمده بود * جبريل ، پريشان به نگاه آمده بود در كنج خرابه در ميان طبقى * خورشيد به ميهمانى ماه آمده بود دو بيتى : خروش و ناله ، آواى حرم شد * نگاه مهربانان غرق غم شد و مرگ سرخت اى ماه عطشناك * بميرم ، قامت خورشيد خم شد ! * عمرىست كه راه سرخ تو مىپوئيم * با خون حماسه‌هاى تو ، مىروئيم گردى كه گرفته قبر شش گوشه‌ى تو * فردا به گلاب ديدگان ، مىشوئيم * آن روز ، تمام عرشيان آزردند * ز آن قوم ، كه غنچه‌ى ترا پژمردند قُنداقه طفل تا نهادى بر خاك * تا پيش خدا ، فرشتگانش بردند * پيكار عليه ظالمان پيشه‌ى ماست * جان در ره دوست دادن ، انديشه‌ى ماست هرگز ندهيم تن به ذلّت هرگز * در خون زلال كربلا ريشه‌ى ماست